از هر دری سخنی
سلام به ترانه قشنگ مامانی...![]()
می دونم که خوبی عزیز دلم.
این و از عکس العملات و تکونات می گم عزیزم. مخصوصا وقتی مامانی داره یه چیزی می خوره که شما دوست داری.مثل شیرینی یا ماست و خیار.
نمی دونی که وجودت داره چه روزای پر انرژی و سرشار از همه حس های خوب و مثبتی رو واسه من و بابایی رقم میزنه. اینقدر هر دوتامون خوشحالیم و اینقدر منتظر در آغوش کشیدنت هستیم که هیچ چیز نمی تونه باعث ناراحت شدنمون بشه. خدا رو شکر می کنم به واسطه داشتنت و به خاطر این آرامشی که وجود تو به زندگی مون هدیه کرده.
عزیز دلبندم علاوه بر من و بابایی اینجا خیلی های دیگه هم منتظر اومدنت هستن و هر کاری که از دستشون بر میاد دارن واست انجام می دن خوشگلم.
استیکر![]()
چند هفته پیش یه سری استیکر واسه اتاقت سفارش داده بودیم که قرار شد به آدرس عمو حامد بفرستن و یکشنبه 10 اردیبهشت با چند ساعت تاخیر به دستش رسید بالاخره و ما دل تو دلمون نبود که زودتر ببینیم استیکرها رو و نصبش کنیم توی اتاقت. نمی دونی با چه هیجانی و عشقی سه شنبه تا ساعت 1 شب بیدار بودیم و مشغول نصب استیکرا.خیلی قشنگ شدن.
طوریکه همش دوست داشتیم اتاقت رو نگاه کنیم و یه حس شادی بهمون می داد و قرار شد که در اتاقت بسته باشه و فقط با هم دیگه بریم توی اتاق دختر عزیزمون ولی از تو چه پنهون هر دو تایی مون هم از این قانون تخطی کردیم و وقتی هم که تنها بودیم یواشکی میرفتیم توی اتاقت.
البته هنوز از اتاقت عکس نگرفتیم و به محض آماده شدن عکس ها حتما می ذارم برات.
عمو حمید و نیوشا جون
چهارشنبه 13 اردیبهشت عموحمید ونیوشا جون از مشهد اومدن پیش ما و کلی کادوی خوشگل برای ترانه خانوم ناناز ما با خودشون آورده بودن . نیوشا جون که از کیش واست یه دست لباس صورتی ناز و یه جفت کفش گرفته بود و مامان و بابای بابایی هم چند دست لباس خوشمل و یه حوله حموم واست فرستاده بودن.خلاصه که کلی وضعت خوب شد عزیز دلم.
بافتنی
چند هفته ای هستش که خاله زهرا٬خاله مامانی٬ که یه ژورنال بافتنی جدید گرفته ژورنال و دادن به من که واست دو تا مدل انتخاب کنم که یکی رو مامان مامانی ببافه واست و یکی رو خاله زهرا.ولی من از بس دل دل کردم که آخر سر خودشون مدلاشونو انتخاب کردن و رفتن کاموا خریدن و مشغول بافتن شدن. عزیزم اینجا همه منتظر اومدنت هستن.
دوستت داریم خیلی زیاد عزیزکم
و هر روز بیشتر از روز پیش منتظر اومدنت هستیم.


از هر دری سخنی
